منوچهر اميرى

29

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه‍ ) ( فارسى )

اطمط ( Atmat ) اصمط دانه‌ى است جون فندق هندى و قوتش به قوت بوزيذان مانذ و او تخم نيلوفر هنديست . الابنيه ( بهم 30 ، زل 25 ) . اين گياه را تقريبا در همهء مآخذ مترادف رته يا بندق هندى نوشته‌اند . ر ك : رته . اظفار الطيب ( Azf r Ot - Tib ) Ungues Odorati Ongle Odorants - Blatte de Byzance اظفار الطيب دو جنست پارسى و هندوى و او جيزيست به ناخن مانذ . . . و كويند آن جنسيست كه از ماس ماهى خيزد و اندر درياى هندوستان يابند و بيشتر ببحرين يابند و آن بهترست كى ببحرين يابند . الابنيه ( بهم 28 ، زل 24 ) . بمعنى ناخنهاى خوش‌بو است . تعريف اين دارو در ترجمهء صيدنه چنين است : اظفار الطيب به پارسى ناخن پريان گويند و ناخن خوش گويند و ناخن بواهم گويند و به ناخن ماند . . . حيوانى است از انواع حيوانات دريا چنان كه در ميانه سپيدمهره بود و از غايت لزوجت چون چوب به - او رسد زود از موضع خود نقل كند و گويند پوست ميش‌ماهى است . . . و در بحر بصره در موضعى كه آن را فوت البحر گويند بيابند و آن را تازه از آن موضع به عبادان نقل كنند . . . و گويند ميان اين حيوان و ميش‌ماهى مباينت تمام است . ( ترجمهء صيدنه ، ب 13 - 14 ) . اظفار - الطيب به فارسى ناخن پريان گويند و ناخن خرس و ناخن بويا نامند و آن جسم صلبى است صدفى شبيه به ناخن و مدور و خوش‌بو و سفيد مايل به سرخى و از سواحل بحر هند خيزد و از اقسام حلزون است و بعضى از او سرخ و با تقعير و بعضى سفيد و بزرگ و با دسومت و كم - بو و قسمى بزرگ‌تر از اول و كوچك‌تر از ثانى و سياه و ناخن ديو گويند و بهترين او قسم اول هندى است ( تحفه ، 27 ) . اظفار الطيب هى الفائح ( شرح اسماء ، م 15 ) . اين دارو از غلاف پاره‌اى از نرم‌تنان Gasteropodes ساخته مىشود كه شبيه ناخن يا پنجه است . اين غلافها اگر تازه باشند بوى سنبل الطيب Nard مىدهند . اظفار الطيب براى بخور دادن و به عنوان مسهل به كار مىرود ( ما - يرهوف ، م 15 ) . و اما اينكه اظفار الطيب دو جنس است پارسى و هندوى مطلبى است كه ديگر كتب مفردات بطور ضمنى آن را تأييد مىكند : « از جزاير هندوستان آرند » ( ذخيره ، دهخدا ) ، در زمين هند . . . حاصل مىشود ( ترجمهء صيدنه ، دهخدا ) ، چه‌بسا كه در عبادان يافت مىشود ( قانون ابن سينا ، دهخدا ) ، اظفار الطيب بحرين از ديگر جايها بهتر است ( ابن بيطار ، دهخدا ) . بنابراين پيداست كه مراد صاحب الابنيه